چرا انسان به دین نیاز دارد و چرا “اسلام” ؟!

دکتر سید رضا ابراهیمی

 

 

 

 

یادداشت دکتر سید رضا ابراهیمی به مناسبت ماه مبارک رمضان

چرا انسان به دین نیاز دارد و چرا “اسلام” ؟!

همه ی مسائل انسان بر اساس نیاز تامین می شود همان گونه که خرید اغذیه برای رفع گرسنگی و تشنگی، البسه برای پوشاندن بدن، تامین سوخت برای گرمایش، تهیه وسایل نقلیه برای تردد و جابجا شدن، ایجاد ساختمان برای زندگی و در امان بودن، ازدواج برای رفع نیاز زندگی، شغل برای درآمد و …

نیاز به دین هم دلایل خاص خود را دارد.

انسان می خواهد با انتخاب دین به تکامل برسد. ترقی و کمال هم از نیازهای انسان محسوب می شود. انسان می خواهد به مقام جانشینی خداوند – یعنی خالق خود – در زمین برسد. (خلیفه الله بشود)

دین؛ اندازه و یا به قول امروزی ها سایز های رسیدن به این مقام را در خود دارد و هدایت می کند که انسان چگونه و با چه مقیاس و مقداری برای هر مبحث زندگی به آن دست یابد.

همانطور که برای خرید یک تلویزیون یا وسیله نقلیه تحقیق بعمل می آید، تا کدام یک و با کدام مشخصات، او را به نیازش نزدیک می سازد و سپس آنرا تهیه می کند، برای رسیدن به خلیفه اللهی هم ابتدا نیاز به دین و سپس تحقیق و کنکاش برای اینکه کدام دین را برای رسیدن به هدف انتخاب کند، مطرح می شود.

حال که انسان می خواهد به خلیفه اللهی دست پیدا کند، باید صفات خداوند را بشناسد تا خود را با آن صفات همراه سازد.

شناخت و سپس انتخاب دین بسیار مشکل است. همانطور که یکی از بدیهی ترین راه های شناخت یک شرکت و سازمان، بررسی اساسنامه شرکت است، در بررسی و شناخت دین هم می توان از همین راهکار ساده الگو گرفت.

اساسنامه دین همان اصول و فروع دین است که به تفسیر راه ها و اندازه هایی که می شود از آنها بهره برداری نمود، اشاره دارد.

برای مثال ستارالعیوب یکی از صفات خداوند است. انسان می تواند با مقیاس آن، خود را به این صفات نزدیک سازد. این موضوع در ادیان مختلف نیز آمده است.

در اساسنامه دین مبین اسلام که همان قرآن است و در شب قدر نازل شده، قدر و اندازه مسیرها در آن مشخص شده است. بطوریکه خداوند در آن می فرماید: صفت ستارالعیوبی من برای شما دو وظیفه به همراه دارد:

نخست آنکه هرگاه عیب یا گناهی از کسی سر زد، می توانید او را امر به معروف کنید – که البته شرایط خاص خود را دارد – اما حق ندارید این عیب یا گناه او را به دیگران منتقل کنید. چه اینکه غیبت در دین اسلام با عذابی سخت همراه خواهد بود. حتی خداوند در موضوع غیبت، اجازه انتقال واقعیت را هم نداده است چرا که مسئله آبرو و حرمت افراد در میان است.

دوم اینکه گناهان خود را هم حق ندارید به دیگران ابراز کنید. بلکه تنها می توانید نزد منِ خدا ابراز توبه و پشیمانی کنید. در واقع خداوند حتی ابراز و گفتن گناه خود به دیگری را نیز گناه می داند.

حال سوالی پیش می آید: فرد گناهکار می خواهد حکم شرعی گناهش را از عالمی بپرسد؛ لذا چگونه بپرسد تا گناهش ابراز نشود؟ در روایت آمده است که وقتی رسول خدا به عرش تشرف پیدا کردند، خواسته ای از خداوند متعال داشتند مبنی بر اینکه در روز قیامت برای مجازات گناهان بندگانت، گناهان امت مرا به من واگذار نمایید. خداوند اما در اینجا می فرماید من حتی اجازه نمی دهم پیغمبر خدا هم از گناه بنده ام مطللع شود.

در اساسنامه سایر ادیان اما شخص گنه کار نزد کشیش می رود و گناهان خود را اقرار می نماید و از او می خواهد در مقابل خداوند برای او طلب مغفرت کند.

از همین مثال ساده اما ظریف می توان دین اصلح را شناخت و به هدف نهایی خود یعنی جایگاه خلیفه اللهی رسید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.